.comment-link {margin-left:.6em;}

Sunday, March 19, 2006

 
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد
مردی نشست و ساعت­ها تلاش پروانه را برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله تماشا کرد. آن­گاه تلاش پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی­تواند به تلاشش ادامه دهد. آن مرد تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد
پروانه به راحتی از پیله خارج شد, اما جثه­اش ظریف و بال­هایش چروکیده بودند. مرد به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت بال­های پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت نماید
اما چنین نشد
در واقع ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند. آن مرد مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد
گاهی اوقات در زندگی فقط به تلاش و تقلا نیاز داریم
اگر خداوند مقرر می­کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم, فلج می­شدیم, به اندازه کافی قوی نمی­شدیم و هرگز نمی­توانستیم پرواز کنیم
من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد تا قوی شوم
من دانش خواستم و خداوند مسایلی برای حل کردن به من داد
من سعادت و ترقی خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد تا آنها را از میان بردارم
پس نترس, با مشکلات مبارزه کن و بدان که تو می توانی بر آنها غلبه کنی زیرا هر آن چه بخواهی خداوند به تو خواهد داد
ماهنامه نسل برتر- مهر 83

Comments: Post a Comment

Links to this post:

Create a Link



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?